تخطَّ إلى المحتوى
الفهرس

ميكنند كه يل روز جنك خودرا برلشكر خصم مى زند ولشكر خصم بدين شكست ميشود س بايدكه يل همون عمودى باشد.

وديكر كفت كه نقل ميكنندكه يل هزار من بار برميدارد وزحمتى بوى نمى رسد س بايدكه يل همون عمادى باشد.

وديكر كفت نقل ميكنندكه ندين كس بريل مينشيند س بايدكه يل همون تختى باشد.

اكنون توباخود انديشه كن كه ايشان بدين دلائل هركز بمدلول كه يل است كجا رسند وبترتيب اين مقدمات هركز نتيجه راست راكجا يابند جمله عاقلا نرا دانندكه هر ندين ازين نوع دليل بيشتر كويند از معرفت يل دور افتند وهركز بمدلول كه يل است نرسند واين اختلاف ازميان ايشان برنخيزد وبكله زياده شود.

ون عنايت حق دررسد ويكى ازميان ايشان بيناشود ويل را نانكه يل است ببيند وبداند وبا يشان كويدكه اين كه شما ازيل حكايت ميكنيد يزى ازيل دانستيد وباقى ديكر ندانستيد مرا خداى تعالى بينا كردانيد كويند ترا خيالست ودماغ توخلل يافته است وديوانكى ترا زحمت مى دهد واكر نه بينا ماييم كس سخن بينارا قبول نكند مكراندك باقى برهمان جهل مركب اصرار نمايند وازان رجوع نكنند.

وآنكه درميان ايشان سخن بينارا شنود وقبول كند وموافقت كند اورا كافر نام نهند "وليس الخبر كالمعاينة" اكنون مذاهب مختله را همون مى دان كه شنيدى اين موجوداترا خداوندى هست وهريك درذات وصفات خداوندى يزى اعتقاد كردند ون بايكديكر حكايت كردند وقرآن واحاديث را آنه موافق اعتقاد ايشان نبود تأويل كردند وباعتقاد خود راست كردند.

س هركه ازسر انصاف تأمل كند وتقليد وتعصب را بكذارد بيقين داندكه اين جمله اعتقادات نه بدليل نقلى ونه بدليل عقلى درستست زيرا كه دلائل عقلى ونقلى مقتضى يك اعتقاد بيش نباشد بس اعتقاد جمله بلا دليل است وجمله مقلد انند واز مقلد كى روا باشدكه ديكريرا كويندكه اوكمراه وكافرست زيرا كه درنادانى باهمه برابرند.

س مذهب مستقيم آنست كه دروى تشبيه وتعطيل وجبر وقدر ورفض ونصب نباشد اسلامست ودرمذهب اهل سنت وجماعتست ازجهت آنكه معنى سنت وجماعة آنست سنت رسول وعقيدة الصحابة.

واعتقاد صحابه آنست كه خدايكيست.

وموصوفتست بصفات سزا.

ومنزه است ازصفات ناسزا.

وذات وصفات اوقديمست ولا غيره كالواحد من العشرة.

واورا ضد وند ومثل وشريك وزن وفرزند وحيز ومكان نيست وامكان نداردكه باشد.

واو ازيزى نيست وبر يزى نيست ودريزى نيست وبيزى نيست بلكه همه يزازوى است وقائم بوى است وباقى بوى است.

واوديدنى نيست بشم سر وديدار اودردنيا جائز نيست ودر آخرت اهل بهشت را هرآينه خواهد بود.

وكلام اوقديمست.

واو فاعل مختارست وخالق خير وشر وكفر وايمانست.

وجوى خالق ديكرنيست.

خالق عباد وافعال عبادست.

وعباد خالق افعال خود نيستند اما فاعل مختارند.

وهي صفتى ز صفات مخلوقات بوى نماند.

وهره در خاطر ووهم كسى آيد از خيال وامثال كه وى آنست وى آن نيست وى آفريدكارانست ﴿ليس كمثله شىء﴾ وفعل او از علت وغرض اك ومنزه.

وهي يزى بروى واجب

35

نيست.

وفرستادن انبيا ازوى فضل است.

وانبيا معصومند وغير انبيا معصومند وغير انبيا كسى معصوم نيست.

ومحمد عليه السلام ختم انبياست وبهترين ودانا ترين آدميانست.

وبعد از محمد عليه السلام ابو بكر خليفه وامام بحق بود.

وبعد از ابو بكر عمر خليفه وامام بحق بود.

وبعد ازو عثمان وامامت بعلى تمام شد.

واجماع صحابه واجماع علما بعد ازصحابه حجتست.

واجتهاد وقياس از علما درست است.

ودرين جمله كه كفته شد ابو حنيفه وشافعى را اتفاقست).

جزء : 7 رقم الصفحة : 3

روح البيان - إحياء التراث · الجزء ٧ · الصفحة ٢٦

النص من مدوّنة OpenITI (الملف المصدر)، منشور بترخيص CC BY-NC-SA 4.0. الصفحات موافقة لترقيم الطبعة المذكورة كما في الأصل الرقمي.

روح البيان - إحياء التراثج ٧ · ص ٢٦